آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

661

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

خاتمه جهان ايرانى ، به صورتى كه مورخان غرب مثل آميانوس مارسلينوس و پروكوپيوس آن را شناخته ، و با جنبه‌هاى نيك و بدش وصف كرده‌اند ، به نظر ما جامعه اشرافى محض ميآيد . فقط طبقات عاليه معرف اين جامعه محسوب مىشده‌اند و بملت ايران جلوه و جهد خاص خود را بخشيده‌اند . توصيفى ، كه آميانوس مارسلينوس از ايرانيان كرده ، ما در اين كتاب بمناسباتى قسمتهايى از آن را نقل كرده‌ايم ، بسيار زنده و جاندار است ، و صرفنظر از چند اشتباه كوچك قابل قبول و باوركردنى است « 1 » . اين مطالب فى الحقيقه مبين احوال طبقه اعلى است و گويد : همه ايرانيان تقريبا قامتى رسا و رشيد ، و رنگى گندم‌گون يا سبزه روشن ، و نگاهى تند مانند نگاه بز ، و ابروانى مقوس و بهم‌پيوسته ، و ريشى زيبا ، و مويى بلند و ژوليده دارند . بىاندازه بدگمان و محتاطند ، چنان كه در مملكت دشمن ، از باغها و تاكستانها مىگذرند ، و از بيم زهر يا جادو ، به هيچ ميوه دست نمىزنند . اهتمام دارند ، كه بر خلاف ادب كارى نكنند ؛ خيلى كم ايرانيان را ميتوان ديد ، كه ايستاده ادرار كنند ، يا براى قضاى حاجت بجانبى بروند ، و اگرچه قباى زيرين آنها را

--> ( 1 ) - كتاب 23 ، بند 6 ، فقره 74 - 75 .